تبلیغات
امام مهدی (ع) - وقایع ظهور حضرت مهدی(عج)
تاریخ : سه شنبه 28 خرداد 1392 | 09:56 ق.ظ | نویسنده : محمد مختاری
قسمت  اول

تعدادی از یاران خاصّ حضرت درمكه اجتماع كرده حضرتش را جستجو می‌كنند. دراین هنگام مردی از نزد امام به پیش آنان آمده از ایشان می‌پرسد: شما اینجا چند نفرید؟
پاسخ می‌دهند: حدود چهل نفریم.
آن مرد گوید: وضعتان چگونه خواهد بود؛ اگر سرورتان صاحب الزّمان حضرت مهدی ـ علیه السّلام ـ را ببینید؟
آنان پاسخ دهند والله، اگر فرمان برخاستن دهند كه همراهشان با كوهها بجنگیم، با كوهها پیكار خواهیم نمود(با بیان چنین جمله‌ای از عمق اعتقادشان به حضرت مهدی ـ علیه السّلام ـ و آمادگی فراوانشان برای قربانی شدن و شهادت و انجام فرمان آن حضرت سخن می‌گویند).
شب بعد همان مرد نزد آنان آید و گوید: ده نفر برگزیده خود را به من معرّفی نمائید. آنان برگزیدگان خود را به وی نشان می‌دهند. وی نیز آنان را می‌آورد تا با حضرت مهدی ـ علیه السّلام ـ ملاقات نمایند.[1]
شب‌های دیگر برای افرادی دیگر فرصت پیش می‌آورند تا به صورتی علنی با حضرت مهدی ـ علیه السّلام ـ ملاقات نمایند. سرانجام تعداد مشخصی (یعنی 313 نفر)نزد امام حاضرگردیده با آن بزرگوار در مكه و یا یكی از نواحی اطراف آن جمع می‌شوند. وقتی كه روز بیست و پنجم ماه ذی حجّه فرا می‌رسد حضرت ولیّ عصر ـ ارواحنا فداه ـ مردی ملقّب به نفس زكیّه را ـ كه سابقاً در بحث از علامات حتمی ظهور حضرت از وی گفتگو نمودیم ـ به سوی اهل مكه می‌فرستد ولی آنان وی را دستگیر نموده بین ركن و مقام شهید می‌نمایند و سر وی را به شام نزد سفیانی می‌فرستند.
پس از آن ... حضرت بقیه الله روز عاشورا در مسجدالحرام حاضرگردیده چند ركعت نماز در مقام ابراهیم ـ علیه السّلام ـ می‌گزارند و در حالی كه یاران خاصّ در اطراف حضرت گرد آمده‌اند، این خطبه را القا می‌فرماید:
خطبه حضرت مهدی ـ علیه السّلام ـ به هنگام قیام
روایت شده كه حضرت مهدی ـ علیه السّلام ـ پشت به خانه كعبه خطبه تاریخی خود را آغاز می‌فرمایند:
فكر می‌كنید امام در خطبه خویش چه می‌فرمایند؟!
با ستایش خدای تعالی و ثنای بر او و درود بر رسول گرامی و خاندان پاكش آغاز سخن می‌فرمایند. سپس چه؟
اینجا به حضرت باقر ـ علیه السّلام ـ گوش فرا می‌دهیم تا ما را از آنچه كه حضرت مهدی ـ علیه السّلام ـ در ابتدای خطبه خویش به هنگام قیام بیان می‌كنند بیاگاهانند.
حضرت باقر ـ علیه السّلام ـ چنین می‌فرمایند:«قائم در آن هنگام در مكه است پشت به بیت الله الحرام تكیه داده چنین ندا كند: ای مردم! ما از خدا یاری می‌طلبیم و از مردمی كه دعوت ما را اجابت كنند. ما اهل بیت پیامبرتان محمد ـ صلی الله علیه و آله ـ هستیم و از سزاوارترین مردم به خدا و به محمد ـ صلی الله علیه و آله ـ . هركه در مورد آدم ـ علیه السّلام ـ با من محاجّه كند، باید بداند كه من نزدیكترین كس به آدمم. هركه درباره نوح ـ علیه السّلام ـ با من به گفتگو برخیزد بداند كه من سزاوارترین كس به نوحم. هر كه در زمینه ابراهیم ـ علیه السّلام ـ با من احتجاج نماید، بداندكه شایسته‌ترین مردمان به ابراهیمم. هركه در مورد محمد ـ صلی الله علیه و آله ـ بامن محاجه نماید، بداندكه من نزدیك‌ترین مردمان به محمدم. هركه درباره پیامبران با من گفتگو نماید، من سزاوارترین مردمان به پیامبرانم. آیا خدای تعالی دركتاب خویش نمی‌فرماید:
إِنَّ اللهَ اصْطَفی آدَمَ وَ نُوحَاً و آلَ إبْراهیمَ و آلَ عِمرانَ عَلَی العالمینَ ذَرِّیَّهً بَعْضُها مِن بَعْضٍ و اللهُ سَمیعٌ عَلیم [2]
(خدای متعال آدم و نوح و آل ابراهیم و آل عمران را برجهانیان برگزید؛ فرزندانی كه برخی از برخی دیگرند و خدا شنوا و دانا است.) من بازمانده آدمم و ذخیره‌ای از نوح و برگزیده‌ای از ابراهیم و انتخاب شده‌ای از محمد صلی الله علیهم اجمعین. بدانید! هركه دركتاب خدا با من به محاجه برخیزد، من سزاوارترین مردم به كتاب خدا هستم. بدانید! هر كه در سنت رسول خدا با من محاجه نماید، من به سنت رسول خدا سزاوارترینم.
شما را به خدا سوگند می‌دهم كه هر كه سخن مرا امروز بشنود، به دیگری كه حاضر نیست، برساند. به حق خدا و حق پیامبرش و به حق خودم ـ حق من بر شما حق قرابت من به پیامبر خدا ـ صلی الله علیه و آله ـ است ـ از شما می‌خواهم كه ما را یاری نمایید و در برابر كسانی كه به ما ظلم كردند از ما حفاظت كنید. ما را بیم دادند و به ما ستم نمودند و ما را از دیار و فرزندانمان راندندو برما جور نمودند و حقمان را سلب كردند و اهل باطل برما دروغ بستند.
خدا را! خدارا! ما را در نظر آورید. ما را رها نكنید و یاریمان كنید كه خدای تعالی شما را یاری خواهد نمود [3]
خطبه دیگری برای امام ـ علیه السّلام ـ روایت نموده‌اند كه باخطبه ذكر شده مختصر اختلافی دارد؛ مانند اینكه ایشان فرموده‌اند:« ای مردم هركه درباره موسی با من به محاجّه برخیزد من سزاوارترین مردمان به موسی ـ علیه السّلام ـ هستم. ای مردم، هر كه درباره عیسی بامن به محاجّه برخیزد من سزاوارترین مردمان به عیسی هستم.»
از احادیث این گونه برمی‌آید كه حضرت مهدی ـ علیه السّلام ـ از اصحاب و یاران خویش براساس شرایطی كه در كتاب‌ها ذكر گردیده بیعت می‌گیرد. برخی از این شرایط اموری هستندكه ارتكاب آنان در هر حال حرام بوده نیازی به شرط كردن ندارد، مانند زنا و سرقت و خوردن مال یتیم و مشابه آن.
برخی از این شرایط واجب‌اند و وجوب آنها ارتباطی با بیعت ندارد مانند: امربه معروف و نهی از منكر، برخی از این امور به زهد و اخلاق تعلق دارند آن زمان كه یاران حضرت به این شرایط ملتزم گردیده براساس آنها بیعت نمودند حكم بر آنان مؤكدتر و شدیدتر می‌شود؛ مانند انسانی كه سوگند می‌خورد كه مرتكب سرقت نگردد و هنگامی كه مرتكب دزدی شد مستحق دو گونه عقاب خواهد بود: مجازاتی به خاطر سرقت و مجازاتی به خاطر خلاف سوگند رفتار نمودن[4].
بیعت با حضرت مهدی ـ علیه السّلام ـ نیز همین گونه است، چراكه بیعت با آن بزرگوار بیعت با خدا محسوب می‌گردد. خدای سبحان می‌فرماید:« إِنَّ الْذینَ یُبایِعُونَكَ اِنَّما یَبایِعُونَ اللهَ، یَدُ اللهِ فَوْقِ أیْدیهِم » ( ای پیامبر كسانی كه با تو بیعت می‌كنند با خدا بیعت می‌نمایند، دست خدا بالای دست آنان است)[5]
با وجودآنكه یاران حضرت مهدی ـ علیه السّلام ـ از مزایا و شایستگی‌های فراوانی بهره‌مندند پایبندی به این شرایط لازم است، چرا كه آن حضرت از یاران خویش می‌خواهند كه نمونه‌های فضائل و كمالات باشند تا لیاقت فرماندهی و سرپرستی كره زمین را داشته باشند پس باید از محرمات اجتناب نموده به انجام واجبات پایبند باشند، از امور فریبنده و بی‌ارزش دنیا اجتناب نموده از هر گونه خوش گذرانی و اشرافیت باز ایستند و در زندگی طریقه زهدو سختی را برگزینند تا شایستگی اداء وظائفی را كه بر دوش آنان نهاده شده به بهترین وجه داشته باشند.
سپاه حضرت مهدی ـ علیه السّلام ـ
ازحضرت امام باقر ـ علیه السّلام ـ روایت شده كه ـ در حدیثی كه راجع به حضرت مهدی ـ علیه السّلام ـ سخن می‌گفتند چنین فرمودند:
«... سپس از مكه بیرون نمی‌رود مگر آنكه درمیان تعدادی به اندازه حَلَقه باشد.»
راوی سؤال می‌كند حَلَقه چیست؟ فرمودند:«10 هزار نفر» [6]
از حضرت صادق ـ علیه السّلام ـ سؤال شد كه:« همراه قائم چند نفر خروج می‌نمایند؟ می‌گویند:همراه وی عده‌ای به اندازه نفرات بدرند، یعنی 313 نفر. حضرت فرمودند:خروج نمی‌كند مگر با نیرومندانی كه دارای توان باشند و تعداد نیرومندان كمتر از 10 هزار نفر نیست.[7]
ما در منابعی كه نزدمان موجود است، توضیحی درباره حَلَقه ـ كه 10 هزار نفرند ـ نیافتیم ولی آنچه می‌توان استفاده كرد آن است كه آنها جماعت‌ها و گروه‌هایی می‌باشند كه از ایمان كامل و عقیده پابرجا و محكم بهره‌ای فراوان برده‌اند. آنان جزء سپاه حضرت مهدی ـ علیه السّلام ـ محسوب‌اند ولی امتیازات آنان مانند امتیازات 313 نفر نیست، جز آنكه آنان در مكه به حضرتش ملحق گردیده در زیر پرچم آن بزرگوار گرد می‌آیند.
در برخی از احادیث به جای كلمه «حَلَقه» كلمه «عقد» به كار رفته است[8] كه مراد از هر دو كلمه یكی است. حضرت امام مهدی ـ علیه السّلام ـ با این تعداد از لشكریان فراوان از مكه خروج می‌نمایند و طبیعی است كه میلیون‌ها تن از مردم در طول راه و در ایام اقامت ایشان در كوفه به آن حضرت ملحق می‌شوند. بنابراین، نمی‌توانیم میزان فراوانی سپاهیان و لشكریان امام ـ علیه السّلام ـ را تصور نمائیم ولی این مقدار را می‌توانیم بگوییم كه هرمردی كه به حضرت مهدی ـ علیه السّلام ـ ایمان داشته و توانائی حمل سلاح داشته باشد از سپاهیان امام ـ علیه السّلام ـ محسوب خواهد گردید و هنگامی كه فرمان امام ـ علیه السّلام ـ به آمادگی و بسیج صادر شود تمام طبقات در هر سنی و شرائطی كه باشند برای لبیك گفتن به ندای آن حضرت بر یكدیگر سبقت می‌گیرد. میراث‌های پیامبران كه نزد حضرت مهدی ـ علیه السّلام ـ است:
میراث‌های پیامبران كدام است؟
پاسخ این است كه: مقصود از میراث‌ها در اینجا آنچه شخصِِِِِِِ از دنیا رفته از مال و غیره برای ورثه خود باقی می‌گذارد نیست؛ بلكه مقصود اشیائی است نفیس وقیمتی كه پیامبران برای اوصیاء پس از خود باقی می‌گذارند و از یك وصی به وصی بعد منتقل می‌گردد.

[1] . غیبت نُعمانی، ص 182 از حضرت باقر ـ علیه السّلام ـ . ما توضیحاتی به حدیث افزودیم. روایت فوق را همچنین یوسف بن یحیی شافعی در عقدالدُّرر (باب 5، ص134 )نقل نموده است .
[2] . سوره آل عمران آیه 35ـ33 .
[3] . غیبت نعمانی، باب چهاردهم. حدیث 67 .
[4] . (بیعت درحقیقت پیمان مجددی است برانجام آنچه وظیفه بوده است، یعنی خود را كاملاً تسلیم آنچه از قبل « می‌بایست » می‌كند. بیعت كننده تأكید می‌كند كه ولایتی را كه خدا برای بیعت شونده مقرر فرموده است می‌پذیرد، بدیهی است این ولایت با بیعت ایجاد نمی‌شود، از قبل بوده است)
[5] . سوره فتح آیه 10
[6] . بحا رالانوار ج52 ص 307 .
[7] . همان ،ص323 به نقل از كمال الدین
[8] . (برای نمونه رك، بحارالانوار،ج51 ص 157)



طبقه بندی: ظهور،

  • ندای معلم
  • بک لینک
  • ضایعات